حضور در کلاس‌ مادران باردار برای من خیلی مفید بود

تاریخ 1396/10/15 زمان 10:36:15 بازدید 448

گفت وگو با سرکار خانم هانیه ایار که به تازگی در بیمارستان صارم صاحب فرزند شده‌اند


دیدن مراجعه‌کننده‌ی خوشرو و خوش‌برخورد که شادی به دنیا آمدن فرزندش را با ما تقسیم می‌کند، همیشه لذت بخش خواهد بود. خانم هانیه ایار از این قبیل مراجعه‌کنندگان بودند. خانمی که تاریخ هشتم دی‌ماه یکی از مهم‌ترین روزهای زندگیشون در صارم محسوب می‌شه. روزی که فرزندشون به دنیا اومد.
از داستان اومدنشون به صارم برامون تعریف کردند.
« بار اولی که به صارم اومدم شرایطم واقعا اورژانسی و بد بود. استرس داشتم و جایی را می‌خواستم که در همان لحظه به من هم آرامش بدهد هم بتواند کمکم کند. این داستان بر می‌گرده به 6 سال پیش. به اورژانس مراجعه کردم و بخاطر مشکلی که پیش آمده بود، دکتر متین که پزشک مقیم اورژانس بودند  من را ویزیت کردند و بهترین درمان را برای من تشخیص دادند. »
به نظرم خیلی خوبه که در خاطر موندیم. خاطره‌ای شدیم که ایشان برای برنامه‌ریزی بهترین روز زندگیشان هم، ما را ترجیح دادند. پرسیدم: خب دوران بارداری در صارم چه طور بود؟
با لبخند پاسخ دادند: « خیلی خوب بود، به نظرم همه‌ی خدماتی که نیاز داشتم را دریافت کردم. همه چیز خوب و کافی بوده و هست. من از برخورد پرسنل هم خیلی راضی بودم. ماماها و منشی‌ها، همگی در مدت مراجعه‌ی من به کلینیک خیلی با حوصله و کامل من را راهنمایی می‌کردند. این را، حتی دراینستاگرام بیمارستان، به عنوان کامنت نوشتم که خیلی از برخورد پرسنل و خدمات در این بیمارستان راضی هستم. »
از اینکه در شبکه‌های اجتماعی ما را دنبال می‌کنند و به ما با بیان نظراتشون انرژی میدهند تشکر کردم و از روند نوبت‌دهی در بیمارستان از ایشان سوال پرسیدم. گفتند: « من هم نوبت‌دهی اینترنتی را تجربه کردم هم نوبت‌دهی به شیوه‌ی قدیم یعنی تلفنی را. اما به نظرم اینترنتی خیلی بهتر بوده و من شخصا خیلی راحت‌تر بودم.»
کنجکاو بودم بدانم در این مدت کدام خدمات برای مادران باردار به ایشان خیلی کمک کرده و مفید بوده که در پاسخ به سوالم گفتند: «فکر می‌کنم 80 %  از اطلاعات و دانش من در بارداری و مراقبت‌های مربوط به بعد از زایمان را در همین کلاس‌های مادران باردار به دست آوردم. در طول بارداری چیزی که به من کمک کرد این کلاس‌ها، پمفلت‌ها و کتابچه‌های مرتبط بوده. من دیگر اصلا نگران درد زایمان و بقیه موارد نبودم. چون آگاهی داشتم. سوالی که ذهنم را مشغول کرده بود وضعیت خانم‌های باردار درست قبل از زایمان بود. اینکه نگران وضعیت گوارشی و شرایطم در لحظه های درد زایمان بودم که خانم ارشدی خیلی خوب من را راهنمایی کردند و توضیحات لازم را به من دادند.. »
این‌ها همه قبل از روز زایمان بود. خواستم برایمان از روز زایمان و شرایط روحیشان صحبت کنند. گفتند: «من قرار بود طبیعی زایمان کنم اما بنا به شرایط، سزارین شدم. همه در تحقق این امر به من کمک کردند. اما شرایط جسمی خودم و نوزاد باعث شد که سزارین شدم در این مدت مامای همراه من، خانم فراهانی خیلی پیگیر حال من بودند و به من آرامش دادند.
من وقتی هم که به بخش منتقل شدم توجه کامل را از پرستاران بخش گرفتم و این باعث می‌شد خیالم راحت باشد. دقیقا همان چیزی که می‌خواستم. اینکه روز زایمان نگران هیچ ‌چیز نباشم و هیچ موردی باعث کم رنگ شدن شادی من نشود.»
به پایان مکالمه نزدیک می‌شدیم که همسرشان وارد اتاق شدند. شادی و شوق پدر شدن به چشمانشون برق خاصی بخشیده بود. به ایشان هم تبریک گفتم و آرزوی سلامتی کردم. پرسیدم می‌توانم از این خانواده‌ی کوچک دوست‌داشتنی عکسی بگیرم که برایمان به یادگار بماند؟
و در نهایت، این عکسی که می‌بینید ماندگار شد و تصویر لبخند شادی‌شان، یکی از مطالب جذاب امروز روزنامه‌ی صارم را به خودش اختصاص داد.